عشق ما را مي کشد تا دوباره حياتمان بخشد
بی تو نه امور جهان لنگ میشه ... نه بین زمین و آسمون جنگ میشه ... نه کوه آب میشه ... نه آب سنگ میشه ... فقــــط ... دل من برات تنگ میشه ... !
شبي پرسيدمش با بي قراري *** به غير از من كسي را دوست داري؟ *** ز چشمش اشك شد از شرم جاری *** ميان گريه هايش گفت آری ... !
مرد بزرگ وقار دارد اما متکبّر نیست و مرد کوچک تکبر دارد ولی وقار ندارد ... !
خورشيد آواره وار طلوع کرد ديوانه وار انتظار کشيد ومعصومانه غروب کرد و شايد ماه نمي داند چرا آسمان شب مال اوست
هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپن
شب را دوست دارم بخاطر سکوتش ... سکوت را دوست دارم بخاطر آرامشش ... آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهایی ... تنهایی را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق.... و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش
شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بیدار باش من با سبدی پر از بوسه مي آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت مي کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ?? بشمارم ?.?.?.?.?.?.?.?.?.?? نهايت هر چيز همين ?? تا بود و چقدر اين ?? تا قشنگ بود. ولي حالا نيميدونم آخر دنيا کجاست؟ نهايت دوست داشتن چقدره؟ انگار خيلي هم حريص تر شدم اما مي خوام بگم که دوست دارم ميدوني چقدر؟ به همون اندازه ي ?? تاي بچگي دوست دارم
اين روزها که مي گذرد هرروز احساس مي کنم از عمق جاده هاي مه آلود دوردست يک آشنا يک آشناي دوست صدايم مي زند.اين صدا در درونم تکرار مي شود بارها وبارها و مرا بران مي دارد تا در مه قدم گذارم .من مي روم آهسته وآرام .عطر گلها مرا مست مي سازد اين جاده تا کجا ادامه دارد از دور صداي امواج بگوش مي رسد بوي خاک باران خورده به مشام مي رسد به ساحل ميرسم غرق در زيبايي دريايم.بناگاه حضور کسي را احساس مي کنم بر مي گردم ترا مي بينم
من که ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشي من سهل و آسان مي رسد من که مي دانم که تا سرگرم بزم و مستيم مرگ ويرانگرچه بي رحم و شتابان مي رسد پس چرا آزاد نباشم؟ پس چرا عاشق نباشم من که ميدانم به دنيا اعتباري نيست كه نيست بين مرگ و آدمي قول وقراري نيست كه نيست من که ميدانم عجل ناخوانده و بيداد گر سر زده مي آيدو راه فراري نيست كه نيست پس چرا عاشق نباشم پس چرا آزاد نباشم ..!؟
مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند
آغاز دوست داشتن زيباست گر چه پايان راه نا پيداست من به پايان نينديشم که همين دوست داشتن زيباست
هميشه فكر مي كردم اگه يه روز نباشي مي ميرم ....... اما من نمردم من داغون شدم ........ خيلي دلم مي خواد بگم فراموشت كردم ...... ولي واقعيت اينه كه نمي تونم فراموشت كنم . خيلي دلم مي خواد خوابتو ببينم ولي از وقتي كه رفتي چشمام خيسه و خواب به چشمام نمياد . يادته اشكامو پاك مي كردي ؟؟؟؟ مي خوام بخوابم خوابتو ببينم .........اشكامو پاك مي كني ؟؟؟؟
ادامه مطلب

